بیماری غلامرضا صنعتگر چیست؟/ صدای صنعتگر بازمی‌گردد؟!

بیماری غلامرضا صنعتگر چیست؟/ صدای صنعتگر بازمی‌گردد؟!

«اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو/ به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو/ دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی/ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی». همه ما بارها و بارها این ترانه زیبا را با صدای دلنشین غلامرضا صنعتگر شنیده‌ایم و هربار با شنیدن قطعه «میشه ضامنم بشی»، دل‌هایمان به‌سوی حرم امام رضا (ع) پر زده است.


«اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو/ به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو/ دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی/ کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی». همه ما بارها و بارها این ترانه زیبا را با صدای دلنشین غلامرضا صنعتگر شنیده‌ایم و هربار با شنیدن قطعه «میشه ضامنم بشی»، دل‌هایمان به‌سوی حرم امام رضا (ع) پر زده است. اما شاید خیلی‌هایمان ندانیم که غلامرضا صنعتگر ۴۰ ساله این روزها در بستر بیماری به سر می‌برد و شایعات فراوانی هم که پیرامون بیماری او شکل گرفته‌اند، باعث رنجش خاطر وی و خانواده‌اش شده‌اند. از این رو در ادامه، گپی با خانم سیدخراسانی، همسر غلامرضا صنعتگر زده‌ایم و پای صحبت‌های متخصصان سلامت هم نشسته ایم تا ببینیم اصل ماجرا از چه قرار بوده است. 

 

گپی با خانم سیدخراسانی، همسر غلامرضا صنعتگر:

نمی‌خواستیم بیماری همسرم رسانه‌ای شود!

خانم سیدخراسانی، به ما می‌گویید که قصه بیماری همسرتان از کجا شروع شد؟

راستش را بخواهید، همسرم ۵ سالی می‌شود که درگیر بیماری است اما بیماری‌ای که این روزها و برخلاف میل و خواسته آقای صنعتگر رسانه‌ای شده است، از دست دادن توانایی تکلم در اثر آسیب دیدن تارهای صوتی‌شان است. رضا مجبور بود که برای ادامه روند درمان بیماری قدیمی‌اش، به پزشک مراجعه کند و تحت جراحی روده قرار بگیرد. از این رو پس از اجرای ۱۶ مهر خود، در بیمارستان بستری شد و کارهای درمانی‌اش را آغاز کرد. تا یادم نرفته این را هم بگویم که همسر من در اثر ابتلا به برخی مشکلات کبدی و معده‌ای، حدود ۲ سال پیش تحت درمان و شیمی‌درمانی متعاقب آن قرار گرفت و ۲ ماه قبل و در راستای طی کردن ادامه روند درمان همان بیماری‌های سابق خود، ۲ جراحی روی روده‌شان صورت گرفت.

 یعنی ایشان به سرطان حنجره مبتلا نیستند؟

خیر. من از همین جا خبر ابتلا به سرطان حنجره در غلامرضا صنعتگر که متاسفانه به دروغ یا اشتباه در برخی از رسانه‌ها منتشر شده بود را تکذیب می‌کنم. همسر بنده به‌هیچ عنوان سرطان حنجره ندارد و به رغم عدم تمایل ما به رسانه‌ای شدن مشکل او، من این مصاحبه را برای رفع هرگونه ابهام درباره بیماری رضا انجام می‌دهم.  

 چه شد که شما متوجه ایجاد مشکل در قدرت تکلم آقای صنعتگر شدید؟

زمانی که قرار بود رضا از بیمارستان مرخص شود،‌ متوجه مقداری گرفتگی در صدایش شد. هرچند که ما و پزشکان فکر نمی‌کردیم این مشکل چندان جدی باشد، اما چند روز بعد از مرخصی و آمدن به منزل، مشکل همسرم بدتر شد و تا جایی پیش رفت که او دیگر نامفهوم صحبت می‌کرد و کم‌کم، صدایش به دلیل آسیب دیدن تارهای صوتی‌اش کاملا رفت. در حال حاضر هم هرچند که شرایط جسمانی و حال عمومی رضا خوب و رضایت‌بخش است، اما آسیب تارهای صوتی‌اش او را آزار می‌دهد.

 تاکنون چه اقدامی برای رفع این مشکل انجام داده‌اید؟

به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کرده‌ایم و روند درمان را در منزل و زیر نظر پزشک پیش گرفته‌ایم و در صورت نیاز باید درمان‌های جدی‌تر را به‌صورت بیمارستانی پیگیری کنیم. ضمن اینکه خوشبختانه پزشک رضا این امید را به ما داده است که تارهای صوتی او قابل ترمیم هستند و حتما صدایش هم به زودی برمی‌گردد و همسرم می‌تواند کار خود را دوباره از سر بگیرد.

 وضعیت روحی آقای صنعتگر به چه صورت است؟

خب ببینید! خوانندگی، عناصری دارد که صدا یکی از مهم‌ترین آنها است. به‌طور حتم حالا که همسرم با آسیب تارهای صوتی‌اش مواجه شده، حرف‌ها و خواسته‌هایش را با ایما و اشاره می‌گوید و می‌نویسد یا نمی‌تواند مثل قبل صحبت کند و بخواند، کمی از نظر روحی تحت فشار است. من یادم می‌آید که او به دلیل بیماری‌هایی که پشت سر گذاشت، ۲۵ روز توانایی راه رفتن نداشت اما به اندازه حالا که نمی‌تواند حرف بزند، آزار ندید.

 از مشاور یا روان‌شناس برای بهبود روحیه و کاهش فشار یا استرس ایشان کمک نگرفته‌اید؟

‌راستش شرایط روحی رضا به خاطر مشکلی که برای تارهای صوتی‌اش به وجود آمده، کمی به هم ریخته است و چندان علاقه‌ای به مراجعه به پزشک یا مرکز درمانی جدید نشان نمی‌دهد اما من و پسرم سعی می‌کنیم که در منزل، حمایت‌های عاطفی و روانی لازم را از او به عمل بیاوریم.

 آیا پزشکان، دلیل قطعی برای آسیب دیدن تارهای صوتی آقای صنعتگر عنوان نکردند؟

پزشکان، دلایل زیادی را در این میان دخیل دانستند که یکی از مهم‌ترین آنها، ریفلاکس معده به مری بود. یعنی پزشکان معالج رضا معتقد بودند که بازگشت مکرر اسید معده او به مری‌اش باعث آسیب دیدن تارهای صوتی شده است. ضمن اینکه مصرف داروهای شیمی‌درمانی، کورتون‌ها و استرس ناشی از بیماری هم از دیگر دلایل آسیب رسیدن به تارهای صوتی او اعلام شدند. با این حال و خوشبختانه، این امید به ما داده شده است که تارهای صوتی همسرم کاملا قابل ترمیم هستند و او می‌تواند دوباره کار خوانندگی خود را از سر بگیرد.

 حرف آخر شما با خوانندگان سلامت؟

از همه خوانندگان عزیز و دوستداران موسیقی می‌خواهم که برای بهبودی همسر من و تمام بیماران دعا کنند.

 

دکتر ابراهیم رزم‌پا، متخصص گوش و حلق و بینی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران

مهم‌ترین دلایل آسیب تارهای صوتی

تارهای صوتی برای تولید اصوات هستند. یعنی زمانی که ما نفس می‌کشیم، تارهای صوتی‌مان هم همزمان با بازدم به ارتعاش درمی‌آیند و تولید صدا می‌کنند. گاهی اوقات در صورت وارد آمدن فشار زیاد به تارهای صوتی، ما با آسیب آنها مواجه می‌شویم. احتمال بروز این آسیب تارهای صوتی در افرادی که استفاده بیش از اندازه از تارهای صوتی‌شان را دارند، بیشتر خواهد بود. از این رو، اصلا دور از انتظار نیست که ما در دوره‌هایی از زندگی مداحان، خواننده‌ها، معلم‌ها، افراد عزادار یا حتی بچه‌های کوچکی که بیش از اندازه فریاد می‌زنند، شاهد بروز آسیب‌هایی در تارهای صوتی آنها باشیم.

آسیب تارهای صوتی به دو صورت حاد و مزمن ایجاد می‌شود. در حالت حاد، کل طناب صوتی به ارتعاش درمی‌آید و فرد، درگیر مشکلی شبیه به لارنژیت یا تورم حنجره می‌شود. آسیب حاد تارهای صوتی با یکی دو روز یا نهایتا ۳ روز استراحت صوتی، استفاده از بخور و صحبت نکردن از بین می‌رود و بعد از این مدت، فرد می‌تواند فعالیت صوتی خود را از سر گیرد. در حالت مزمن یا ندول طناب صوتی، تعادل طناب صوتی به‌صورت دوطرفه برهم می‌خورد و به شدت از شکل طبیعی خودش خارج می‌شود. ضمن اینکه با ندول طناب صوتی، مقداری خون‌مردگی در زیر مخاط آن ایجاد می‌شود. در مراحل اولیه ندول که فرد با خون‌مردگی و لخته‌های خون در حنجره خود مواجه می‌شود، باید چند روزی استراحت صوتی داشته باشد تا مشکلش برطرف شود. این در حالی است که عدم استراحت صوتی مناسب در مراحل اولیه ندول طناب صوتی و ادامه یافتن روند آسیب، باعث فیبروزه شدن هماتوم یا لخته‌های خونی ایجادشده در ناحیه خواهد شد و به این ترتیب، شانس باقی ماندن طناب صوتی در حالت ندول، بالاتر خواهد رفت. از آنجایی که این بیماری با این شدت، بیشتر برای خواننده‌ها اتفاق می‌افتد، به آن «سینگر نُد» هم گفته می‌شود. سینگر ند در مراحله اولیه و با استراحت صوتی، کاملا قابل درمان است و پس از یک دوره کوتاه استراحت صوتی، فرد خواننده می‌تواند دوباره به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه دهد. این در حالی است که اگر بیماران، نسبت به بیماری خود بی‌تفاوت باشند و وارد فاز فیبروزه شدن بروند، دیگر نمی‌توان با استراحت صوتی از پس چنین آسیبی برآمد و نیاز به عمل جراحی برای رفع ندول تارهای صوتی به وجود می‌آید. انتخاب روش عمل جراحی یا لیزر هم بر عهده بیمار و خانواده او خواهد بود. جراحی طناب صوتی، عملی بسیار حساس است تا آسیبی به تارهای صوتی نرسد. بعد از عمل هم نیاز به استراحت صوتی برای ترمیم تارهای صوتی و ایجاد اطمینان از برگشت‌ناپذیر بودن مشکل، وجود خواهد داشت.

یک نکته بسیار مهم در آسیب تارهای صوتی که همسر آقای صنعتگر هم به آن اشاره کردند و معمولا هم در شرح حال گرفتن از بیمار، چندان در نظر گرفته نمی‌شود، ابتلا به ریفلاکس معده به مری است. بهتر است بدانید که یکی از مهم‌ترین دلایل گرفتگی صدا و آسیب تارهای صوتی، ابتلا به ریفلاکس و بازگشت اسید معده به مری است. ریفلاکس باعث تحریک و تورم بخش پشتی تارهای صوتی و حنجره می‌شود و اگر چنین مشکلی برای طولانی‌مدت ماندگار شود، ممکن است دیگر برگشت‌پذیر نباشد و آسیب‌هایی جدی به تارهای صوتی وارد کند. از این رو، تمام افراد مخصوصا افرادی مانند خواننده‌ها که موقعیت شغلی آنها وابسته به صدایشان است، باید مشکل ریفلاکس خود را جدی بگیرند و حتما روند درمان آن را قبل از ایجاد مشکلات بیشتر، پیگیری کنند.

این در حالی است که برخلاف باور خانم سیدخراسانی و برخی از افراد، استرس نمی‌تواند نقش چندان پررنگی در آسیب دیدن تارهای صوتی داشته باشد؛ مگر اینکه این استرس با حرف زدن همراه با وارد کردن فشار به تارهای صوتی و حنجره همراه شود. نکته دیگری که همسر آقای صنعتگر به آن اشاره کردند، استفاده از داروهای کورتون و رابطه آن با آسیب دیدن تارهای صوتی بود. بهتر است بدانید که تاکنون ربط علمی و شناخته‌شده‌ای بین استفاده از کوتورن‌ها و آسیب تارهای صوتی به اثبات نرسیده است و برعکس، ما در بسیاری از موارد برای درمان چنین مشکلاتی از کورتون‌ها کمک می‌گیریم. با این حال، احتمال آسیب دیدن تارهای صوتی در اثر مصرف داروهای شیمی‌درمانی وجود دارد اما این احتمال و عارضه، چندان فراگیر نیست. درنهایت باید به این نکته هم اشاره کنیم که کم‌کاری غده تیروئید هم می‌تواند با ایجاد تورم در حنجره باعث تغییر صدا شود و تنها با درمان بیماری زمینه‌ای می‌توان از پس این تغییر صدا برآمد.

 

دکتر حامد محمدی کنگرانی، روان‌پزشک، عضو کمیته رسانه و آموزش انجمن روان‌پزشکان ایران

نقش حمایتی خانواده در بهبود بیماری

مشکلی که برای آقای صنعتگر به وجود آمده، درست مانند مشکلی است که جولی اندروز فیلم «آوای موسیقی» یا همان «اشک‌ها و لبخندها» را درگیر خود کرده بود. چند سال پیش، اعصاب تارهای صوتی اندروز طی یک عمل جراحی آسیب دید و او کم‌کم توانایی صحبت کردن و آواز خواندن خود را از دست داد و به‌همین دلیل هم رفته‌رفته دچار افسردگی شد؛ اما مشکل جولی اندروز هم همانطور که پزشکان آقای صنعتگر به او گفته‌اند، بعد از مدتی از بین رفت و وی اکنون فعالیت حرفه‌ای خود را در تئاتر از سر گرفته است.

به‌طور کلی، اصطلاح «از دست دادن» یا «loss»، باعث ایجاد غم و اندوه در فرد می‌شود. حالا این از دست دادن می‌تواند از دست دادن یکی از نزدیکان، شغل، توانایی، جایگاه اجتماعی یا حتی پول باشد و عزادار شدن فرد را به دنبال داشته باشد. فردی که مانند آقای صنعتگر، شغلی وابسته به صدایش دارد، با آسیب دیدن تارهای صوتی‌اش هم شغل، هم منبع درآمد، هم جایگاه خوانندگی و هم هنر خود را به‌عنوان نوعی عشق از دست می‌دهد. در این صورت دچار چندین loss و اختلال انطباقی شدید ناشی از آن خواهد شد. اگر این از دست دادن‌ها، همراه با بیماری‌های جسمی هم باشد که فرد با اختلال انطباقی شدیدتری هم مواجه می‌شود و شانس ابتلا به افسردگی در او بالاتر می‌رود؛ حتی اگر این فرد دارای اعتماد به نفس بالایی باشد یا روحیه‌ای قوی داشته باشد. اختلال انطباقی معمولا با علایم افسردگی، اضطراب یا حتی پرخاشگری همراه است. از طرف دیگر، گاهی اگر این از دست دادن‌ها با بیماری‌هایی مانند سرطان‌ها هم همراه باشند، فرد بیمار سخت‌تر می‌تواند شرایط جدید خود را مدیریت کند و به این ترتیب، احتمال بروز اختلال انطباقی در او بیشتر خواهد شد. البته ناگفته نماند که هرچه سن فرد بیمار مانند آقای صنعتگر، کمتر باشد، شانس تطبیق روانی او با شرایط ایجادشده هم بیشتر خواهد شد.

یکی از مهم‌ترین عواملی که در بحث درمان اختلال انطباقی وجود دارد و خانواده آقای صنعتگر هم باید به آن توجه داشته باشند، بحث نقش حمایتی خانواده در تسریع روند درمان بیمار است. حمایت‌های عاطفی، کاری، روانی و شغلی خانواده و دوستان بیمار می‌تواند بزرگ‌ترین کمک به بیمارانی باشد که شغل خود را برای مدتی در اثر بیماری پیش‌آمده، از دست داده‌اند و در این میان، خانواده و مخصوصا همسر بیماری می‌توانند بیشتر حمایت عاطفی برای پیگیری درمان و افزایش امید به زندگی را در فرد، ایجاد کنند. براساس منشور اخلاقی، بیمار حق انتخاب پزشک، روش درمان و امتناع از درمان را دارد اما اگر بیمار ما تحت شرایط روانی سخت و نامناسبی تصمیم به امتناع از درمان بگیرد، این خانواده و اطرافیان او هستند که باید بیمار را با روش‌های مناسبی، متقاعد و امیدوار به درمان کنند.

خانم سیدخراسانی باید بدانند که در مواردی، دادن دلخوشی‌های شعاری می‌تواند بیمار را بیشتر عصبانی و این حس را به او القا کند که دیگران مانند بچه با او رفتار می‌کنند یا ترحمی نسبت به او دارند. از این رو، ممکن است امتناع او از پیگیری روند درمان هم بیشتر بشود. نکته دیگر اینجاست که گاهی برخی از افراد محبوب و مشهور مانند بازیگران، فوتبالیست‌ها یا خواننده‌ها در اثر بروز برخی بیماری‌هایی که موقعیت اجتماعی و کاری‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، بیشتر از نظر روانی و عاطفی آسیب می‌بینند چون به‌دلیل بیماری خود، به یکباره و برای مدتی جایگاه و توجه اجتماعی‌ خود را از دست می‌دهند. در این میان، بازهم نقش حمایتی خانواده بیمار برای پر کردن این خلاء اجتماعی پررنگ می‌شود و همسر، دوستان یا حتی طرفداران این افراد می‌توانند با برگزاری کمپین‌های حمایتی در شبکه‌های اجتماعی، بیمار خود را از نظر اینکه هنوز هم طرفداران و دوستداران زیادی دارد که منتظر برگشت او به عرصه هنر یا ورزش هستند، مطمئن کنند. در این صورت، رغبت بیمار با این احساس خوشایند ایجادشده به ادامه روند درمان برای بهبودی سریع‌تر هم بیشتر خواهد شد. ضمن اینکه چنین بیمارانی مدام با استرس و ترس اینکه نکند همسر یا فرزندانش او را تنها بگذارند، روبرو هستند و به همین دلیل هم همسر و فرزند آقای صنعتگر و بیماران مشابه وی باید با حمایت عاطفی همه‌جانبه، این اطمینان را به بیمار بدهند که هرگز او را ترک نخواهند کرد. این حمایت خانواده می‌تواند از بروز اختلالات روان‌پزشکی شدیدتر مانند اختلال افسردگی و اضطرابی شدید هم پیشگیری کند. خانواده و بیمار باید بدانند که گاهی ممکن است پروسه بازپروری و بازگشت به دنیای هنر کمی طولانی باشد و آنها باید با صبر و حوصله این دوران را پشت سر بگذارند. به‌علاوه، یک روان‌شناس یا روان‌پزشک ماهر هم می‌تواند ارتباط درمانی مناسبی با بیمار برقرار و به روند درمان او کمک کند. به‌همین خاطر هم خانواده چنین بیمارانی باید سعی خود را برای متقاعد کردن بیمار به مراجعه به روان‌پزشک یا روان شناس انجام دهند.     

 

 

سلامتیسم در اینستاگرام

لینک کوتاه مطلب: https://www.salamatism.com/?n=6613

افزودن نظر